فردا 31 شهریورماه است. روز آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران. هشت سال مردان جوان این مرز و بوم شجاعانه مقاومت كردند و در میدان نبرد، دشمن را سر جای خودش نشاندند. پس از پایان جنگ همه رزمندگان حسرت آن روزها را می خوردند. روزهایی كه همه هم قسم شده بودند تا بر دشمن پیروز شوند. امروز نیز بعضی ها هم قسم شده اند كه در میدان فرهنگی بر دشمن چیره شوند. علی حامدمقدم، 29 ساله مسؤول اتحادیه انجمن های اسلامی استان خراسان است كه سر و كارش با جوانان زیاد است....
برگردیم به آن علی حامدمقدم 17- 18 ساله، چه چیزی باعث شد وارد كار تشكیلاتی شود؟
انگیزه من رشد خودم بود، هر انسانی انگیزه اش رشد خودش است. این رشد ممكن است ابعاد مختلفی داشته باشد. مثلاً از بعد اجتماعی، فكری و معنوی مسؤولیت پذیرفتن امكان رشد آدم را فراهم می كند؛ چون خیلی از چیزهایی را كه قبلاً بر عهده اش نبوده، تجربه می كند. من در فضای دانشجویی گاهی  17  یا  18  مسؤولیت در جاهای مختلف داشتم. بعضی از جوانها فكر می كنند باید صرفاً درس بخوانند و پیشرفت علمی داشته باشند كه این به نظر من درست نیست.
صبح كه از خواب بیدار می شوید، چه كار می كنید؟
اول نماز می خوانم. بعد از تعقیبات، در روزهای مختلف برنامه های مختلفی دارم. قرآن خواندن سر صبح برای من جزو واجبات است.
مطالعه هم یكی از برنامه های ثابت روزمره ام است، حتی اگر شده پنج دقیقه مطالعه كنم. بعد حضور در محل كارم و پرداختن به مسایل جاری و كارهایی كه دارم. بخشی از ساعتهای روز را هم به خانواده و تربیت فرزند اختصاص می دهم.
كی ازدواج كردید؟
سال چهارم دانشجویی، ترم دوم در 23 سالگی.
فرزندی هم دارید؟
یك پسر دارم به اسم محمد.
چرا در آن سن ازدواج كردید؟
برای این كه خلقت آدم براساس زوجیت است.
چرا جوانهای امروز میانه خوبی با ازدواج ندارند؟
فكر می كنند كه كسی باید آنان را هل بدهد، در صورتی كه خودشان باید به سمت ازدواج بروند.
همسرتان هم دانشجو بود؟
بله!
ازدواج دانشجویی را برایمان تعریف می كنید؟
(سكوت) ازدواج دانشجویی یك ارتباط تعریف شده ای است كه دو طرف تا حد خیلی زیادی به تفاهم رسیده اند؛ یعنی عملاً چون از لحاظ فكری به هم نزدیك هستند و در فضای دانشجویی درباره خیلی از موضوعات به توافق رسیده اند، می تواند موفق تر از ازدواج های دیگر باشد.
چند وقت قبل از ازدواج همسرتان را می شناختید؟
هیچی... كلاً نمی شناختم!
پس چطور ازدواج دانشجویی را این طوری تعریف می كنید؟
من برداشتم این است كه در بحث ازدواج از تعالیم اسلام و سنت پیامبر(ص) پیروی كنیم. نباید كه قبل از ازدواج حتماً ارتباط داشته باشیم. خیلی از شاخصه ها قابل ارزیابی است. طرف مقابل همین كه دانشجوست و در عرصه های مختلف فعالیتی را انجام می دهد و تجربه های اجتماعی كه دارد و نیز با سنجیدن خانواده اش و ارزیابی ملاكهایی كه برای ما مهم است. من با همسرم چندین جلسه مكرر صحبت كردم. ضمن اینكه خانواده ایشان را می شناختم و با برادرشان دوست بودم.
پس از فارغ التحصیلی چه چیزی باعث شد فضای فرهنگی را به فضای اقتصادی ترجیح دهید؟
من در زمینه های اقتصادی هم تجربه مدیریتی دارم. حداقل در 5 مجموعه اقتصادی مسؤولیت داشته ام. علاوه بر این در سال سوم دانشگاه یك مؤسسه آموزشی راه اندازی كردم كه بیشتر اهداف اقتصادی را دنبال می كرد كه البته وقتی شركت پا گرفت، فعالیتهایش را در عرصه های فرهنگی هم گسترش دادیم و توانستیم موفقیتهایی را هم در این زمینه ها كسب كنیم.
جوان در زندگی خودش یكسری اهداف و آرمانهایی دارد. من گمان می كنم اهداف مادی نمی تواند پاسخگوی روح انسان باشد.
من مسیر كارهای فرهنگی را برای رسیدن به اهدافم سهل الوصول تر می دیدم تا كارهای اقتصادی، این به معنی بد بودن كارهای اقتصادی نیست.
شیوه مدیریتی شما چطوری است؟
من می گویم هر كاری شدنی است. توكل به خدا اول و بعد اراده. ما وقتی به زندگی كسانی كه الگویمان هستند، نگاه می كنیم؛ می بینیم عامل موفقیتشان همین هاست. توكل به خدا، توسل به اهل بیت(ع) و آن اراده شخصی كه در واقع خواستن توانستن است. این شیوه مدیریتی شهدای ما هم هست.
یعنی «توكل كن برو جلو»؟!
توكل كن و با حساب برو جلو. مدیریت باید با برنامه ریزی، حساب شده و مبتنی بر اصول مدیریت مثل احتساب نیروی انسانی موردنیاز، احتساب تجربه و تخصص و شناخت شرایط موردنیاز و برنامه ریزی و مدیریت تعریف شده خودش پیش رود. من اعتقاد دارم كه انسان باید به جنگ مشكلات برود.
چقدر به سر و وضع تان می رسید؟
خیلی كم! در همین حد كه لباسم تمیز باشد.
عطر چی می زنید؟
عطر خیلی زیاد! من كلكسیون عطر دارم. انواع و اقسام عطرها...
چه عطری را پیشنهاد می كنید به خوانندگان ما؟
من بوی سیب را دوست دارم، البته شكوفه سیب، شكوفه سیب یك كم متفاوت است.
وقتی فعالیتهای تشكیلاتی تان را برایم می گفتید، گفتید از پارتی استفاده نكردید، می خواهم صادقانه بپرسم واقعاً توی این همه پست مدیریت كه داشته اید، از پارتی استفاده نكرده اید؟
واقعاً استفاده نكردم!
یعنی برای اینكه مسؤول اتحادیه انجمنهای اسلامی استان خراسان شوید، كسی توصیه تان نكرده؟
توصیه به این معنا كه حقم نباشد، نه. من زیاد رغبت به پذیرش این مسؤولیت نداشتم. برخی از بزرگوارانی كه من قبولشان داشتم، كسانی كه الگوی من بودند، گفتند با توجه به شناختی كه نسبت به من پیدا كرده اند، وظیفه من پذیرفتن این مسؤولیت است.
الگویتان كیست؟
الگوی جامع و كاملمان پیامبر اعظم(ص) و ائمه اطهار(ع) هستند. در شرایط حاضر الگوی من حضرت امام (ره) هستند. من در زندگی ایشان خیلی ریز شدم، الگوی خیلی جامعی است برای من و همچنین الگوی در دسترس ما شهدا هستند.
سخت ترین كار برای شما چیست؟
كاری كه قبولش ندارم و مجبور شوم انجامش دهم.
شما با جوانهای زیادی ارتباط دارید، كدام دسته از جوانها موفق تر هستند؟
كسانی كه خودشان را شناخته اند.
یك راه حل عملی برای جوانهایی كه خودشان را نشناخته اند، به ما بدهید؟
یك مدل زندگی برای خودشان ترسیم كنند. وقتی مدل زندگی شخصی و اجتماعی ترسیم شود، براحتی ما به این سمت می رویم كه خودمان را بهتر بشناسیم.
توی لوازم شخصی تان كدام یك را از همه بیشتر دوست دارید كه اگر همراهتان نباشد احساس می كنید چیزی را از دست داده اید؟
مهر كربلا!
بزرگترین خواسته تان همین حالا از امام رضا(ع) چیست؟
من جوان ترین خادم حرم هستم كه حكم رسمی تشرف را گرفته ام. همیشه از امام رضا(ع) می خواهم همانی باشم كه او می خواهد!
دوست دارید مصاحبه چطور تمام شود؟
شما بپرسید مشكل اصلی جوانها چیست!
خب چیست؟
عمل!
چه جور عملی؟
عمل صالح. ما باید اهل عمل صالح شویم.
حمیدرضا جعفری